
امروز هم شروع شد :))))) و من خوشحالم که یه روز دیگه میتونم بدون دغدغه فکر بکنم... درس بخونم ... راه برم... حتی غذا بخورم! بالاخره لیوان چینی خریدم خیلی خوشگلتر از قبلیه! تصمیم گرفتم کمتر به اشیا عادت کنم و وابسته بشم! صبح هجدهمین روز پاییزی بخیر :)...
ادامه مطلب
بی خوابی زده بود به سرم!(منم زدم تو سرش!) نمیدونم چرا این وقت صبح بیدارم! دارم حس زیبای اولین صبح پاییزی رو تجربه میکنم! چقدر این فصل مهربون و زیبایی هاش قابل لمسه! اینم به افتخار پاییز خوشگلم :) تنهایی مثل باران پاییزی وسوسه قدم زدن است در خیابان ... که می روی و باز می گردی و تازه می فهمی، خیس شده ای تا مغز استخوان هایت!...
ادامه مطلب